
سيذارتا گوتاما
400 قم- 480 قم ¡ هندي
سيذارتا گَوتاما كه به بودا يا «بيدار شده» نيز معروف است، فيلسوفي هندي بود كه در قرن پنجم قم متولد شد. محور تعاليم او، غلبه بر ناخشنودي از زندگي روزمره است.
پژوهشهای امروزی میگویند سیذارتا گَوتاما که بعدها بودا نام گرفت، در قرن پنجم قم متولد شد و در سن هشتاد سالگی درگذشت. تاریخ دقیق وقایع زندگی بودا همچنان بحثبرانگیز است، اما در مورد این واقعیات کمتر مخالفتی وجود دارد که از اعضای خاندان شاکیا بود؛ در جایی که اکنون مرز میان هند و نپال است، زندگی میکرد؛ و در ثروت و آسایش نسبی بزرگ شد.
در آن زمان هند، مرکزی برای فعالیتهای فلسفی و مذهبی به شمار ميرفت. این منطقه شاهد گسترش شهرنشینی، رشد سریع سفرها و تجارت، و ظهور دولتهای بزرگ و بسیار قدرتمند بود. این دوران که در قرن هفتم قم آغاز شد، پس از مرگ سیذارتا، با روی کار آمدن امپراتوری مَوریا به اوج خودش رسید و شاهد رشد قابل توجه طرفداران مذاهب مختلف و سراماناها یا فیلسوفان دورهگرد بود.
جداسازی تاریخ از افسانه دشوار است، اما عموماً اتفاقنظر دارند که سیذارتا خانه و خانوادهاش را ترک کرد تا یک سرامانا شود و در این راه به شاگردی چندین آموزگار درآمد. سرانجام او به بودهی یا «بیدارشدگی» رسید و آن را رهایی از «رنج و ناخشنودی از زندگی» توصیف کرد به دنبال این تجربه، باقی عمر خود را به آموزش پرداخت و پس از مرگش پیروان زیادی بر جای گذاشت.
افسانهی بودا
آنچه در اینجا میآید، چکیدهای از زندگینامهی سیذارتا است که فرقههای بودایی مختلف هرکدام به زعم خود افسانههای مفصلی بدان افزودهاند. براساس گزارشها، بودا در قصر پدرش شاه سودودانا، محصور در تمامی لذات قابل تصور بزرگ شد. شاه که میترسید پسرش از قصر دلزده شود، اطمینان حاصل کرده بود تا او هیچگونه اطلاعی از بیماری، پیری و مرگ نداشته باشد.
شاهزادهی جوان سالهای نخستین زندگیاش را غرق در لذتهای نفسانی و غافل از این مخاطرات وجودی گذراند. با وجود این، زمانی که به بیرون از قصر رهسپار شد، شاهد سه چیز بود که واقعیت رنج بشر را بر او نمایان کردند؛ یک بیمار، یک فرد پیر و یک جسد. این منظره مرد جوان را در ناامیدی فرو برد. در سیاحتی پس از آن، سیذارتا به تجربهی دیگری دست یافت. با یک سرامانا ملاقات کرد و رفتار بلندمنشانهی وی قلبش را سرشار از امید کرد. سیذارتا به این نتیجه رسید که شاید بتوان با الگوبرداری از این فیلسوفان دورهگرد، راه رهایی بشر از رنج را پیدا کرد. بلافاصله بعد از این تجربه، قصر را ترک کرد. در بسیاری از این افسانهها، به کمک خیل کثیری از خدایان مهربان، از زندگی اشرافی چشم پوشید تا یک فیلسوف دورهگرد شود.
این افسانه اساساً غیر منطقی است ولی به دلیل ارایهی مبالغهای آشکار از مسألهی وجودی رنج به عنوان محور فلسفهی بودایی، همچنان حفظ شده است.
تعلیمات
پژوهشگران به لطف حجم زیاد متون حفظ شده توسط پیروان بودا، میدانند که او معلم بوده است. در این میان، تعدادی از متون نوشته شده به زبان پالی- یک زبان هندی باستان نزدیک به سانسکریت- که چند نسل پس از مرگ سیذارتا گردآوری شدهاند، اهمیت ویژهای دارند.
مسألهی کلیدی مورد بحث در این متون، مفهوم دوکا است. اگرچه این اصطلاح اغلب به «رنج» ترجمه میشود، ترجمهی دقیقتر آن میتواند «ناخشنودی یا نابسندگی» باشد. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که تجربیات روزمرهی انسان یا همان زندگی دنیوی، اساساً هم ناخوشایند و نابسنده و هم رنجآور هستند. دوکا به طیف وسیعی از تجربیات ناخوشایند اشاره میکند؛ از رنج جانگاه تا درماندگی و احساس کلیِ ناخرسندی از وجود.
درد بدون رنج
درک کامل ماهیت دوکا برای فهم آیین بودا بسیار مهم است. این مفهوم در متون پالی از طریق یک مثال توضیح داده میشود. بدن سیذارتا در دوران پیری اغلب از شدت درد در عذاب بود اما این یک درد جسمی بدون تشویش ناشی از رنج بود. سیذارتا اینگونه استدلال میکرد که مردم بر حسب عادت، رنج را به طرق مختلف بر درد میافزایند. به عنوان مثال، با پرسیدن «چرا من؟» یا با تلاش برای از بین بردن درد. اما با این کار، آنها خود را تحت تشویش و پریشانی شدید قرار میدهند.
سیذارتا ادعا کرد که تجربهاش از بودهی (بیدارشدگی) او را در مکانی فراتر (و به دور) از حیطهی دوکا قرار داده است و تعلیمات او میتواند به دیگران مسیر فراتر رفتن از این ناخشنودی و نابسندگی را نشان دهد. وی از تمثیل مردی استفاده کرد که تیری به او اصابت کرده و بلافاصله تیر دومی هم میخورد. تیر اول درد جسمانی است؛ این بخشی اجتنابناپذیر از داشتن بدن است. اما تیر دوم، پریشانی ذهنی در واکنش به درد است؛ بخشی که میتواند ریشهکن شود. اگر انسانها موفق به این کار بشوند، میتوانند جزر و مد حسهای ناخوشایند و خوشایند را بدون تنشها و فشارهای همراه با آنها، تجربه کنند.
علاوه بر دوکا، در آیین بودا بر دو مشخصهی دیگر از تجربهی انسانی تأکید شده است. نخست آن که تجربهی انسانی دایماً در حال تغییر است؛ و دوم این که هیچ روح یا جوهر نهفتهای (هیچ ذات بنیادینی از «من») که کند، تجربه میكند، وجود ندارد.
نظامی عملی
فلسفهای که توسط سیذارتا مطرح شد، نه فقط یک نظام فکری، بلکه الگویی عملی برای متفاوت زیستن بود. این نظام گاهی به سه جنبه تقسیم میشود. اولین جنبه سیلا است که به اخلاق یا موازین اخلاقی ترجمه میشود. مفهوم اساسی اخلاق بودایی این است که همهی اعمال میوه میدهند؛ هر عملی ناگزیر به نتیجهای منجر میشود. بنابراین، اگر افراد بخواهند زندگی و تجربهی خود را دگرگون کنند، باید با تغییر نحوهی عملکردشان در جهان شروع کنند.
جنبهی دوم این نظام، سامادی یا تمرکز است. این جنبه، شامل طیف وسیعی از تمرینات مراقبه و تمرکز است که به فرد مراقبه کننده کمک میکند تا احساسی از آرامش و تمرکز را تجربه کند. با این حال، سامادی به تنهایی برای دگرگونی کامل تجربه کافی نیست. برای تحقق این امر، پانا یا خرد- جنبهی سوم و آخر این نظام- لازم است. این تمرین شامل تحلیل جزئی و دقیق ذهن و همچنین دنیای تجربیات است، تا تأثیر الگوهای آن در عمل مشاهده شود و سرانجام فرد بتواند این تجربیات را دگرگون کند.
گسترش آیین بودا
سیذارتا تنها یکی از معلمان دورهگرد هند در زمان خود به شمار میآمد و مثلاً معلم بزرگ فلسفهی جین مَهاویرا، معاصر وی بود. با این حال، نظام فلسفی و دینی که سیذارتا وضع کرد، اهمیت ویژهای پیدا کرد که این امر تا حدی به دلیل حمایت آشوکا امپراتور سلسلهی مَوریا بود.
آیین بودا گسترشی فراوان یافت و در حین این گسترش، خود را با شرایط مختلف سازگار کرد. این آیین در زمان سلسلهی هان (206 قم تا ۲۲۰ م) وارد چین شد و از آنجا به کره و ژاپن راه یافت. همچنین در سرتاسر آسیای جنوبی و مرکزی گسترش یافت و تا افغانستان و مناطقی از روسیهی فعلی پیش رفت. آیین بودا پس از ظهور اسلام رو به زوال نهاد اما پس از قرن نوزدهم زمانی که توجه غربیان به خصوص جنبش تئوسوفیا در ایالات متحده را به خود معطوف کرد، احیا شد.
در دنیای امروز، روانشناسی بودایی و عمل مراقبه توجهات زیادی را برانگیخته است. همچنین تحقیقات بسیاری دربارهی همپوشانی بین تمرینات بودایی و بررسیهای عصبشناختی ذهن انجام شدهاند. ضمناً تمرینات آگاهیِ ذهنی برگرفته از آیین بودا، امروزه در حیطههایی بسیار دور از خاستگاه بودایی اصلیشان مورد استفاده قرار میگیرند.
دیدگاه خود را بنویسید